![]() |
![]() |
|
| خوش آمدید عاشقان |
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من به زندان میروم زندان دگر جای من است
یک نگهبان ناشناس دائم نگهبان من است من به مردن راضیم پیشم نمی آید عجل بخت را بین که باید کشید ناز عجل عجل بیا امشب تو ساعتی مرا مهمان کن چو خورشید سر زند مرا بیرون از این زندان کن در جوانی جای ما کنج این ماتم سراست عاقبت مویم سفیدو ناتوان جان شدم من نمیدانم چرا پابند این زندان شدم طعمه جور فلک آواره بی سامان شدم. ........................................ ........................................ سلام من سهیل هستم .عاشق همه عاشقا سنمم 19 ، از تهران ........................................ ........................................ این وبلاگ متعلق به شماست تقديم به همه عاشقان |
|
RSS
|